|
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وتــ و یــ ی
خواهرانه می گویم دوستانه و از روی دلسوزی تو پاکی تمیزی یه مروارید یه گوهر قدر خودت را بدان حیا ات را حفظ کن و مواظب گرگ های جامعه باش که افسارشان در دست های توست
موضوع مطلب : جمعه 28 بهمن 90 :: 6:28 عصر :: نویسنده : فاطمه قاسمی
در میان چمنزار دوید با باد همراه شد در دستان بید رقصید به کفشدوزک خیره شد زیر آفتاب خوابید تا قله پیاده رفت و در آن بالا ها فریاد زد: خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا قاصدک را رها کرد زیر درختی نشست میوه هارو سوا کرد روی ماسه دوید با امواج همراه شد آبناتش را نخورد به کودکی اهدا کرد آرام آرام خوابید فردا دوباره صبح شد لی لی می کرد طناب بازی می کرد گاهی کتابی می خواند گاهی سواری می کرد زیر لبش زمزمه یاد خدا می کرد و اما او بود که در عمرش زندگی کرد
موضوع مطلب :
شده ایم قاتل جان خودمان و در این فکریم که فردا را چه کنیم و چگونه سر کنیم غر می زنیم از وضع بازار و سکه و طلا و عروسی و کفش و کیف و لباس و جامعه و مردم وشاگرد و معلم و درس و مدرسه و علم و دین و فرهنگ و زبان و انسان و هتل و سفر و هواپیما و سقوط و فقر و ..... اما...... آیا تا به حال به خودت نگاه کرده ای خودت چقدر اشکال داری؟؟؟؟؟ هیچی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! مگر می شود؟؟؟؟؟؟؟ نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه پس اول خودت را بساز موضوع مطلب :
وما همه منتظریم انتظار صبر کمی سخت است ولی ما همه منتظریم شاید او بیاید شاید...... این انتظار هر روز سخت تر می شود و هر روز شیرین تر ولی ما همه منتظریم
اما چطور؟ آیا برای آمدنش نیاز به همکاری ندارد و یا نیاز به کمک چرا دارد اما ما اورا یاری خواهیم کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ موضوع مطلب : پنج شنبه 27 بهمن 90 :: 11:0 عصر :: نویسنده : فاطمه قاسمی
اگر چیزی باشد که به آن امید وار باشی درک خواهی کرد امید بهترین چیز است برای ادامه اما اگر کسی باشد که تو امیدش باشی نا امید کردنش . . . . . . آری ما تنها امید هایش هستیم نا امیدش نکنیم
موضوع مطلب :
آرزو آرزو آرزو های من آرزو های تو آرزو آرزو آرزو های او آرزو های او آرزو آرزو آرزو ها ما آرزو های او اواواواواواواواواواواواواواواواواواواوا آرزو هایش را بنگر موضوع مطلب :
ودر این تنها یی ودر این ترس که از فرط گناه می باید تو نشانم دادی که چقدر عاشقمی و من وباد قدمی می باید تا بتازیم به سوی عجلت با سرعت با امیدی که یک کودک تنهای غریب می باد
نویسنده : فاطمه قاسمی
موضوع مطلب : چهارشنبه 26 بهمن 90 :: 7:49 عصر :: نویسنده : فاطمه قاسمی
خیلی زود آزرده مِی شوی ناراحت ونا امید فکر می کنی دنیا برایت تمام شده اما خیلی ها هستند که . . . . تو برایشان آرزویی قدر موقعیتت را بدون تا اگر از دستش دادی ناراحت نشی که استفاده نکرده ای موضوع مطلب : سه شنبه 25 بهمن 90 :: 11:0 عصر :: نویسنده : فاطمه قاسمی
و پس از هر سختی.............. آسانیست و نتیجه ی تلاش............... پایدار است و امید......................... جانبخش است و زندگی...................... در جریان است و بنگر...................... چقدر خوشبختی و بعضی.................. غبطه می خورند به تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
با ید بهتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرین باشی بایِد موضوع مطلب :
ممممممممممممممممممررررررررررررررررررررررررررررررررررزززززز و در این دنیا مرزی هست مرزی بین مرز مرز بین بی مرزی ها و مرزی بین مرز ها وا ما مرز اینجا مرزی هست آنجا چطور؟؟؟؟؟ مرز اینجا بین ثروتمند و فقیر هست آنجا چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینجا مرز بین خوب و بد نیست آنجا چطور اینجا مرزی بین انسان و حیوان نیست آنجا چطور؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا سریع تر بیا چند مرزی هست که باید پاک شود و چندی که باید گذاشته شود موضوع مطلب : آخرین مطالب پیوندها
لوگو
آمار وبلاگ
|